23
محل تبلیغ شما
23
محل تبلیغ شما

تازه های اخبار فرهنگی

برو بریم »
چاپ کتاب

چاپ کتاب

چاپ به معنی تکثیر کلمات یا تصاویر بر روی کاغذ ، کارت ، پلاستیک ، پارچه یا مواد دیگر است.صنعت چاپ بخشی جدایی ناپذیر از ...

کامبیز دیرباز : برای میکائیل 25 کیلو از وزنم را کم کردم

کامبیز دیرباز :  برای میکائیل ۲۵ کیلو از وزنم را کم کردم

کامبیز دیرباز با بازی در سریال میکائیل پس از مدت ها بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. بازیگری که مدت ها بود نقش خاصی از او ندیده بودیم با بازی خوب و درخشانش در نقش میکاییل دوباره تبدیل به یک ستاره شد.

در ادامه حرفهای کامبیز دیرباز را درباره سریال میکاییل میخوانید.

روند کاری ات در این چند ساله طوری بود که فکر می کنم یک مدت حساسیت هایت را از دست داده بودی؛ یعنی از یک جایی به بعد فقط بازی می کردی و بعد از دوره ای که روی بورس بودی، انتخاب هایت از جنسی نبود که در یاد مانده باشد.

– منظورت کدام دوره است؟ دوئل و اخراجی ها؟ یا نابرده رنج؟
بعد از نابرده رنج یک دوره افتی وجود داشت که انتخاب های خوبی نداشتی. با نابرده رنج دوباره در مرکز توجه قرار گرفتی و بخش دیگری از وجوه بازیگری ات را نشان دادی ولی تا میکائیل، دیگر یادمان نمی آید خاطره خوبی از کامبیز دیرباز داشته باشیم.

– کاملاً درست می گویی. یک بخش اش خواسته است، یک بخش اش ناخواسته و یک بخش هم اجتناب ناپذیر. بخش ناخواسته اش را اینطور می شود تحلیل کرد که از نابرده رنج به این طرف دو سه تا فیلم سینمایی دارم که اکران نشده. شاید اگر آنها اکران می شدند، این خلأ احساس نمی شد؛ یکی فیلم داریوش فرهنگ بود به اسم یک گزارش واقعی، یکی فیلم روح الله سهرابی بود به اسم خاکستر برف و دیگری زاپاس بهرنگ توفیقی؛ یکی کمدی است، یکی درباره دفاع مقدس و آن یکی انقلاب. اگر این سه تا اکران می شدند، هر از گاهی یک یادآوری درباره اینکه کامبیز دیرباز فیلم روی پرده دارد، اتفاق می افتاد.

اینکه همه کارهای آدم بشود کار شاخص و پربیننده، خب ایده آل هر بازیگری است ولی خیلی سخت است آدم بخواهد طوری در کارنامه اش حرکت کند که همه کارهایش تبدیل شود به اخراجی ها ، نابرده رنج یا دوئل. چون مگر چند بار در سینما دوئل ساخته می شود؟
روزهای اولی که وارد سینمای حرفه ای شده بودم، این مسئله خیلی برایم مهم بود که چطور باید برنامه ریزی کنم و چقدر وسواس داشته باشم که فقط در کارهای پربیننده بازی کنم ولی از یک جایی به این طرف احساس کردم که ما کماکان انتخاب شونده هستیم. بازیگر فکر می کند که حق انتخاب دارد اما از یک جایی به بعد می بیند که اینطور نیست. با وجود ۱۰ فیلمنامه ای که در سال به دستم می رسد و حق انتخابی که دارم، باز هم در کل انتخاب شونده ام. بنابراین مدیریتش چندان دست ما نیست که فقط کارهایی انجام دهیم که پربیننده باشند، مگر اینکه آدم پیه این را به تنش بمالد که در ۱۰ سال سه تا کار خوب بکند.

مثلاً با نابرده رنج که کار اول علیرضا بذرافشان بود و قبول بازی در آن ریسک داشت اما نهایتاً نتیجه خوبی داشتی ولی مینی سریال هایی که این اواخر بازی کردی واقعاً تجربه های خوبی نبودند.
– می دانم ولی شرایط زندگی من طوری است که فقط دارم از راه بازیگری امرار معاش می کنم و مجبورم کار کنم اما تمام سعی ام این بوده که بین پیشنهادهای بد و بدتر، همان بد را انتخاب کنم.

یک دوره هم در شمال آموزشگاه بازیگری زده بودی و بعد آن را به تهران منتقل کردی.
– بله، یادم رفته بود بگویم که این دو سال هم که در رشت آموزشگاه داشتم در کم کاری ام بی تأثیر نبود. تقریباً از این چهار سالی که شما نام بردی دو سالش را فقط مشغول آموزشگاه بودم و مجبور شدم تمام پیشنهادهایم را رد کنم، چون تعهد داشتم به هنرجوها و خانم تیموریان که استادمان بود، با نظم فراوان هر هفته می آمد، کلاس ها را برگزار می کرد و نمی توانستم این نظم را به هم بریزم. بعد آمدم تهران و با همکاری سیاوش طهمورث آموزشگاه را راه انداختیم.

وقتی برای میکائیل دعوت به همکاری شدی، حس می کردی یک جور دوپینگ در کارنامه کاری ات باشد؟ با توجه به اینکه هم سیروس مقدم را داشت و هم سعید نعمت الله را.
– بله؛ این پیشنهاد از آن فرصت های مغتنم بود. از سریال نرگس به این طرف، تقریباً می توانم بگویم در همه کارهای سیروس مقدم قرار بود من بازی کنم اما هر کدام به دلایلی نشده بود.

در نرگس قرار بود بازی کنی؟
– قرارداد بستم اما بنا به دلایلی عذرخواهی کردم و انصراف دادم. بعد از آن چندین سال منتظر بودم که با مقدم کار کنم. می دانستم سریال بسیار پرمخاطبی می شود. مخصوصاً اینکه سوژه پلیس عصیانگر و کاراکتری که قرار بود بازی کنم، تک بود یا کمتر کسی سراغش رفته بود. الان که دارم از شما می شنوم می بینم که بله شاید نمونه اش در سینمای ایران یا جهان وجود داشته؛ پلیسی که با وجود اینکه خودش مجری قانون است در جاهایی متهم می شود به بی قانونی و اجرا نکردن قانون.

نوع مواجه ات با میکائیل چه بود؟ انگار همان عصیانی را که معمولاً در نقش های دیگرت داشتی، آوردی و وجه قانونمندی به آن اضافه کردی.
– یک سال قبل از ساخته شدن میکائیل آقای مقدم من را دعوت کرد و جلسه ای سه نفره با سعید نعمت الله گذاشتیم. آنجا سعید و آقای مقدم قصه را کامل برایم تعریف کردند و گفتند به نظرمان گزینه مناسب این نقش تو هستی. خب این یعنی یک بک گراند از بازی های من در ذهن شان بوده و احساس کرده اند با توجه به چیزی که در آن بازی ها دیده اند، اگر آنها را با شخصیت میکائیل تلفیق کنند، اتفاق درست خواهد افتاد. خود من هم استقبال کردم از این قضیه.

شاید اگر نابرده رنج را کار نکرده بودم، یک مقدار بابت این کار نگران می شدم چون پیامدهایی داشت که به نوعی تجربه اش کرده بودم؛ مثلاً بخشی از منتقدان یا مردم شاید می گفتند که چرا کامبیز دیرباز همه کاراکترهایش را اینطوری بازی می کند و حرف می زند ولی چون نابرده رنج را بازی کرده بودم، خیالم راحت بود. حالا می توانستم برگشت به قبل داشته باشم و تلفیقی از شخصیت های عصیانگر فیلم ها و سریال های مختلف را بیاورم و در قالب یک پلیس بگذارم.

اینجا پلیسی را بازی می کردم که از جنس همین آدم های عصیانگر بود. هم خواسته سعید نعمت الله و آقای مقدم بود هم خودم فکر می کردم یک پلیس این شکلی را تا به حال ندیده ایم؛ پلیسی که بخواهد این شکلی حرف بزند و رفتار کند، شاید پلیس جذابی باشد.

اتفاقاً جاهایی جذاب تر است که میکائیل خارج از حیطه وظیفه اش به عنوان پلیس دست به کار می شود.
– زیاد دیده و شنیده ایم آنهایی که حتی خارج از پست پلیسی هم دنبال خواباندن شر هستند. اصلاً پلیس بودن توی ذات شان است. هوش شان یک مقدار از آدم های عادی بیشتر است و بیشتر می توانند حدس بزنند که الان چه اتفاقی خواهد افتاد. در زندگی واقعی هم زیاد شنیده بودم پلیس ها زمانی جلوی یک اتفاق را گرفته اند که اصلاً سر پست نبوده اند.

اینجا با یک جور پلیس روبرو هستیم که خودش هم به اصطلاح بی کله است.
– پلیس تقریباً در تمام فیلم ها و سریال هایمان یک خط کشی مشخصی داشت و می گفتند وقتی این لباس تن پلیس است، باید پاک و عاری از هرگونه اشتباه باشد اما پلیس هم یک آدم است. حالا لباس پلیس تنش است اما در زندگی شخصی اش می تواند تند برود، زود تصمیم بگیرد، اشتباه کند و …. علیرغم اینکه اشتباهات میکائیل ما از ریشه اشتباهات فاحشی نبود.

خرده هایی که پلیس ۱۹۷ به او می گیرد این است که چرا خشونتش بیشتر از حدی است که باید باشد یا چرا قصاص قبل از جنایت می کند، در صورتی که تماشاچی ما هم دارد همزمان با میکائیل می فهمد آقاخان به دمن آن شهر است اما چون مدرکی ندارد، نمی تواند آن را ثابت کند. برای همین است که میکائیل می گوید من مدرک لازم ندارم و می رود توی شکم آقاخان و نوچه هایش. اشتباهات میکائیل از جنس اشتباهاتی نیست که مثلاً یک آدم بیگناه را کتک بزند. همه آنهایی را که زده، آدم های گناهکاری بودند و به هر حال قانون چند ماه بعد آنها را مجازات می کرد.

در واقع اینکه می بینیم میکائیل خیلی درست درآمده به خاطر این بوده که روند نگارش آن حرفه ای بوده.
– دقیقاً. روز اول موافقت من را گرفتند و من هم با کمال میل قبول کردم و این تیم سه نفره شکل گرفت. طبیعتاً من یک سال فرصت داشتم به میکائیل فکر کنم و وزنم را کم کنم. برای میکائیل تقریباً ۲۵ کیلو لاغر شدم. چند ماه قبل از فیلمبرداری ماشینم را کنار گذاشتم و فقط با موتور در خیابان رفت و آمد می کردم. خیلی بهش فکر می کردم. پلیس های مختلف را می دیدم و به لحاظ ذهنی و جسمی داشتم خودم را آماده می کردم.

فیلم و سریال پلیسی هم می دیدی؟
– آقای مقدم یک نمونه سریال خارجی پلیسی به من پیشنهاد کرد که ببینم ولی خوشبختانه هیچ وقت پیش نیامد که این کار را بکنم. الان که فکر می کنم می بینم خدا را شکر که این اتفاق نیفتاد، به خاطر اینکه ناخودآگاه آدم الگو می گیرد.

این سبک دکوپاژ و تصویربرداری بازیگر را اذیت نمی کرد؟ مخصوصاً نقش هایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد.
– من قبل از اینکه میکائیل را کار کنم، با امیر معقولی و فرشاد گل سفیدی برخوردی نداشتم. فقط کارهایشان را دیده بودم. اتفاقاً برایم سؤال بود که بازیگر در این سبک فیلمبرداری جایش کجاست. به هر حال چیزهایی که از ابتدای ورود به سینما و بخصوص در فیلم دوئل یاد گرفته بودم، شیوه کلاسیک فیلمبرداری بود.

اینجا همش احساس می کردم الان باید چه کار کنم؟ ولی محصول کار کاملاً برعکس بود. من توی هفته اول فهمیدم چقدر رها دارم بازی می کنم و اصلاً به تنها چیزی که فکر نمی کنم، دوربین است. به این معنا نبود که هر کاری بخواهم در صحنه بکنم اما امیر معقولی بیشتر خودش را با من تنظیم می کرد. خیلی کم پیش می آمد من بخواهم خودم را با دوربین تنظیم کنم.

در طراحی کاراکتر میکائل جدا از این طغیانگر بودن، جسارت و بی کله بودن و اینکه آدم شجاعی است را می بینیم اما مثلاً در قسمت درگیری در پارکینگ ماشین ها، یک مقدار آن اغراق شدگی وجود داشت.
– به هر حال ما داریم سریال کار می کنیم نه مستند. ما داریم قهرمان سازی می کنیم و تماشاچی قرا راست از دیدنش لذت ببرد و بگوید کاش بتوانم من هم مثل او قهرمان باشم.

 

منبع : www.behtarina.com
مطالب مرتبط :

پاسخ دهید