16

تازه های اخبار

برو بریم »
غلبه بر ترس دندانپزشکی:

غلبه بر ترس دندانپزشکی:

 یکی از مهم ترین مواردی که باعث میشود افراد از دندانپزشکی بهراسند ، ترس و اضطراب از درد دندانپزشکی است . که این ترس ایجاد ...

211618 دیالوگ های شنیدنی سریال های تابستان

دیالوگ های شنیدنی سریال های تابستان

در قیاس با فصل بهار، تابستان امسال از حیث تنوع در مضمون، سریالهای شبکه های مختلف در عین تعدد، حال و روز بهتری داشتند.
«دیگری» (احمد کاوری)، «مدینه» (سیروس مقدم)، «هفت سنگ» (علیرضا بذرافشان)، «فاخته» (محمود معظمی)، «انقلاب زیبا» (بهرنگ توفیقی)، «دردسرهای عظیم» (برزو نیک نژاد) و این اواخر «معراجیها» (مسعود ده نمکی) سریالهای فصل تابستان ۹* تلویزیون را رقم زدند. هر چند در این بین شمار دیالوگها یا مونولوگهای گوشنواز و متفاوت در آثار مذکور چندان چشمگیر نبود؛ با این وصف به سیاق اخیر در «بانی فیلم»، بخشی از نمونه های هنرمندانه تر را برگزیدیم تا به نوعی در آغاز فصل پاییز، مجموعه های تابستانی تلویزیون را نیز بدرقه کرده باشیم.
** * **
– مدینه، نویسنده: سعید نعمت ا…
* عبدی (با بازی مهدی سلطانی) در حالی که زنگ خانه روحی (با بازی شبنم مقدمی) را می زند، ولی با دربسته مواجه شده هذیان گونه می گوید: پس خونه هستی، عبدی رو نیستی بی کارخونه. عبدی رو بی کارخونه نیستی، کارخونه هستی، عبدی نیستی، خیله خب، منم دیگه نیستم. میگی نه، امتحان کن!
*************
* هانیه (با بازی آناهیتا افشار): پول انگار علف خرسه!
بهمن (با بازی صدیقیان): هر علفی باشه، من در می آرم، شما مصرف کننده باش!
*************
*بلبل (بهزاد فراهانی): سه چیز دنیا از همه چیزش بهتره، اول نماز سر صبحه که آدمو بیدار می کنه، دوم رمضونه که آدمو سبک می کنه و سر حال، سوم آخ آخ آخ مادره، مادر، مادر…
*************
* بلبل (بهزاد فراهانی): دنیا خیلی بی گذشته… خطا بکنی مجازاتت می کنه.
*************
* بهمن (مهرداد صدیقیان) به مدینه (پریوش نظریه): من سقف خونه شما رو پای کارخونم نمی ذارم؛ اگه سقف خونه شما رو پای کارخونم بذارم، اون وقت کلاه بی غیرتیو کجا بذارم…؟!
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): من آدم بدی نیستم. یه سری ها می گن هستم، خب یه سری ها کشک بادمجون دوست ندارن! سلیقه ای دیگه. جهنم هم قهرمان می خواد دیگه!
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): پول در آوردن آدمو تنها می کنه، هر وقت پول خواستی زیادم خواستی، هم وقتتو می گیره، هم دور و وریهاتو.
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): آدم تنها بوی نا می گیره. منم دارم بوی نا می گیرم.
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): «مرد» همیشه باید به فکر روز مبادا باشه.
*************
* عبدی (مهدی سلطانی) به روحی (شبنم مقدمی): اومدم پیش شما تا تنها روراسی زندگیم بشی، آدم بالاخره یه جا روراستی لازمش می شه، اونم تو این سن!
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): منم پولدارم، ولی کسی رو ندارم که خرجش کنم.
*************
* عبدی (مهدی سلطانی): روحی خانم! سر جدت نگو که به خاطر کارخونس که اجازه دادی بیام خواستگاریت، حتی اگرم هست، نگو!
*************
* مدینه (پریوش نظریه): بهمن خان! اگه زنتو تحقیر کنی، اون زن دیگه تا آخر عمر زن بشو نیست!
*************
* عزیز (مجید صالحی) به بهمن (مهرداد صدیقیان): شنیدی سر بی گناه پای دار می ره، اما بالای دار نمی ره، فراموشش کن، اینا مزخرفه بیچاره!
635450360907624400 دیالوگ های شنیدنی سریال های تابستان
*************
* مینا عبدی (لیندا کیانی) به مدینه (پریوش نظریه): دستمون به هیچ جا بند نیس. گوشت که شد کیلو ۵۰ هزار تومن، دست یه کارگر به هیچ جا بند نیس.
*************
* روحی (شبنم مقدمی) به بهمن (مهرداد صدیقیان): طرف مادرت باش پسر.
بهمن: طرف حق نباشم؟!
روحی: حق یعنی مادر.
بهمن: بله حق یعنی مادر!
*************
* مدینه (پریوش نظریه): کسی که به مادرش پشت کرد، مطمئناً به خدا هم پشت می کنه، چه برسه به بندش.
*************
* بهمن (مهرداد صدیقیان) به مدینه (پریوش نظریه): می ری مدینه خانم… آره برو… منم تا ته همه بدی ها می رم…
*************
* مدینه (پریوش نظریه): بهمن کجاست؟
بیتا مشفق (گلاره عباسی): قطعاً تو فکر چشای تو نیست!
*************
* مدینه (پریوش نظریه): مادرم بهم گفت دو جا عارت نیاد بگی چشم؛ یکی به مادر، یکی به خدا. من به خدا گفتم چشم، بابت قسمتم بابت مریضیم. به خدا چشم گفتن آدمو قوی می کنه. آنقدر قوی می کنه که دیگه برات مهم نیس کسی به فکرت باشه یا نباشه. من به خدا گفتم چشم و می خوام آنقدر قوی بشم که خودمو خونوادمو نجات بدم.
*************
* روحی (شبنم مقدمی): تو روز سختی و دلتنگیم نیشم زدی، منتظر باش تو روز سختی و دلتنگیت نیشت بزنم.
*************
* مدینه (پریوش نظریه): من فکر می کنم تو از من خیلی خوش قیافه تری.
روحی (شبنم مقدمی): به هر حال علف باید به دهن بزی شیرین میومد دیگه، من علف تلخی بودم!
*************
*روحی (شبنم مقدمی) به سالار (آرش آصفی): خواهر شما که از دنبه طلاس، با گرگه دنبه می خوره، با چوپونه گریه می کنه!
*************
* عزیز (مجید صالحی): اونایی که می گن دوری و دوستی، به نظرم دوستی سرشون نمی شه.
*************
* بلبل (بهزاد فراهانی): پدر ستون خونس، مادر نور خونه و اولاد عزیز خونه. اولاد که به زن گرفتن رسید، خودش می شه ستون و زنش می شه نور.
*************
انقلاب زیبا نویسنده: حامد عنقا
*جابر پروا (آتیلا پسیانی): یه امشبو به ساز من برقص.
زیبا (آزاده صمدی): نه تو خوب ساز می زنی، نه من رقص بلدم.
*************
* جابر (آتیلا پسیانی): گذشته اگر خوب بود که نگذشته بود.
*************
ـ حامد شهامت (علیرضا کمالی) به مادرش (فریبا کوثری): شب راحت سر تو روی بالش بذار. «حق» کج و راست میشه، ولی گم نمی شه.
*************
*زیبا (آزاده صمدی) درباره رابطه اش با حامد (علیرضا کمالی): ما حتی فرصت نکردیم همدیگرو دوست داشته باشیم.
*************
*مادر حامد (فریبا کوثری) به زیبا (آزاده صمدی): وقتی دائم داری از گذشتت حرف می زنی، یعنی داری آیندتو خراب می کنی.
*************
* مانیا (شقایق فراهانی): هیچوقت کسی رو که چیزی برای از دست دادن نداره، تهدید نکن.
*************
* مانیا (شقایق فراهانی): جابر این بازی بدون خون تموم نمی شه، شک نکن.
جابر (آتیلا پسیانی): خون من یا خون تو؟!
*************
* سرگرد (مجید واشقانی): تو از کجا فهمیدی؟
حامد (علیرضا کمالی): هر کدوم از ما یه بزرگتر داریم که حواسش به ما هست.
*************
* جابر (آتیلا پسیانی): اگه می خوای کار بزرگی بکنی، باید کاری کنی که دشمنات کارها تو بزرگ کنن.
*************
* سرگرد (مجید واشقانی): ما به جای اینکه گره ها رو باز کنیم، فقط داریم گره ها رو می‏شمریم.
*************
* سرگرد (مجید واشقانی) در اشاره به احتمال وجود جاسوس بین نیروهای پلیس: یکی تو ماها هست که جورش با اونا جوره!
*************
* جابر (آتیلا پسیانی) به دخترش زیبا (آزاده صمدی) درباره نامزد او: پسره، پسر خوبیه؟!
زیبا: آره پسر خوبیه، بچه مسلمونه.
جابر: اِ چقدر خوب. آخه آدم هر چقدر هم که خودش بی دین و ایمون باشه، وقتی می خواد دخترشو شوهر بده، دوست داره به آدم مومن بده.

پاسخ دهید